میتوان بیمارستان امام خمینی (ره) را به شناسنامه استان البرز تبدیل کرد
میتوان بیمارستان امام خمینی (ره) را به شناسنامه استان البرز تبدیل کرد

داستان پر پیچ و خم بیمارستان امام خمینی کرج را بیشتر مردم در گوشه و کنار این کلانشهر شنیده اند و اخیرا مسئولان سازمان همیاری شهرداری ها قصد دارند ششمین مزایده را برگزار کنند.

به گزارش اقتصاد بر خط ، بیمارستانی که روزگاری نه چندان دور یک ندامتگاه بود و هم اکنون چندین سال است که خود در بلاتکلیفی به سر برده و مشکلات ریز و درشت آن بارها کارکنان و پرسنل بیمارستان را به تجمع های اعتراضی بدون حاشیه وادار کرده که آن هم به جایی نرسیده است.

به هر حال پس از کش و قوس های فراوان قرار بر این شد که بیمارستان از طریق مزایده عمومی واگذار شود تا حداقل یکبار برای همیشه این مرکز درمانی که از قضا دارای پتانسیل های فراوانی است به سر و سامان برسد. جریان این مزایده ه میرفت تا بار دیگر غبار بلاتکلیفی برچهره بیمارستان بنشاند که با انجام این مهم روزهای خوبی پیش روی بیمارستان قرار دهد. چرا که با آمدن شخصی از دل جامعه پزشکی بارقه امید را در دل البرزی ها و بخصوص کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره)روشن ساخته است.

دکتر شهریار قاسمی فوق تخصص چشم پزشکی که مدت سی سال در کشور آلمان مدارج علمی را با موفقیت طی نموده است. با درخواست سفارت ایران و براساس عرق ملی خود، به کشور بازگشته تا مدیریت بیمارستان بحران زده امام خمینی (ره) را در دست بگیرد. آنچه میخوانید ما حصل گفت و گوی ما با دکتر شهریار قاسمی است:

خودتان را معرفی نموده و در مورد سوابق تحصیلی و تخصصی خود توضیحاتی برای مخاطبان ما بیان کنید:

– بنده شهریار قاسمی متولد استان کرمانشاه شهرستان سنقر فوق تخصص رشته چشم پزشکی از کشور آلمان هستم. در خصوص تحصیل در کشور آلمان باید عرض کنم در جریان برگزاری آزمون اعزام دانشجو به خارج کشور پس از انقلاب اسلامی بنده نیز در آزمون مذکور پذیرفته و جهت ادامه تحصیل به کشور آلمان اعزام شدم و تحصیلات خود را در رشته چشم پزشکی در شهر هامبورگ به اتمام رسانده و تخصص خود را دریافت نمودم.

دو دوره فوق تخصصی در شبکیه و قرنیه چشم  نیز در آلمان و سوئیس گذراندم و برد بین المللی تخصصی چشم پزشکی اروپا را از فرانسه دریافت کردم که هنوز هم اولین  و تنها برد تخصصی بین المللی کشور است. همچنین پزشک ایرانیان مقیم هامبورگ بودم و طرحی را در شمال غرب آلمان اجرا کردم که به عنوان طرح برتر این منطقه اعلام شد. و این امر باعث شد تا بنا به دعوت رسمی سفیر ایران در آلمان برای اجرای مشابه آن طرح در کشورمان به ایران برگردم و یک کلینیک چشم پزشکی در زادگاهم در استان کرمانشاه راه اندازی کنم که در مرحله اجرا قرار دارد.

چه شد به ایران برگشتید و شهر کرج را انتخاب کردید؟

بنا به دعوت سفیر ایران در هامبورگ و بنا به عشق و علاقه ای که به وطن داشتم به ایران برگشتم اما آشنایی با کرج برای من بسیار اتفاقی بود . بر اساس اطلاعاتی که داشتم متوجه شدم بیمارستانی در این شهر وجود دارد که با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند و با توجه به اینکه من تجربه مدیریت بیمارستان را در آلمان داشتم و در خودم این توانایی را می بینم که این مشکلات را بررسی و رفع کنم این مسئولیت را پذیرفتم.

این را هم بگویم که همه جای ایران برای من عزیز است و با توجه به پتانسیل هایی همچون نزدیکی به پایتخت، دسترسی به استان های همجوار و جمعیت نسبتا بالای کرج میتوان در این شهر برند سازی کرد. با توجه به اینکه بنده برند سازی را در آلمان علی رغم شرایط بسیار سخت آن انجام داده ام مطمئن هستم که این کار را برای شهر کرج نیز می توانم انجام دهم.

از جریان مزایده بیمارستان امام خمینی(ره) بگویید.

بنده هم همانند دیگر عزیزان واجد شرایط در مزایده بیمارستان شرکت نموده و قیمت ۲۲۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان را که بالاتر از قیمت پایه (۲۱۷ میلیارد تومان) بود را پیشنهاد داده و برنده مزایده شدم. ابتدای امر مشکلاتی را که این بیمارستان با آن درگیر است بررسی و شناسایی کرده و منعکس نموده ام اما برنامه انتقال مالکیت مقداری به طول کشید و مزایده دچار اشکال شد. و برای رفع مشکلات موجود مواردی لازم بود که برطرف شود.

فکر می کنید با تجربه ای که از آلمان کسب کرده اید چقدر میتوانید مشکلات بیمارستان را حل کنید؟برنامه شما برای تسریع در راه اندازی بیمارستان چیست؟

در آلمان یک گروه پنج نفره چشم پزشک شروع به کار کردیم و بعد از ۱۵ سال مجموعه ما تبدیل به ۹۲ چشم پزشک، ۴ بیمارستان چشم پزشکی و ۲۲ مطب شد. وقتی بیمارستان امام خمینی(ره) را دیدم متوجه شدم این مرکز پتانسیل بازسازی را دارد و میتوان با استفاده از ظرفیت هایی همچون وسعت بالا، پرسنل بسیار خوب، موقعیت عالی، این بیمارستان را به شناسنامه استان البرز تبدیل کرد. ضمن اینکه تجهیزات بسیار خوبی هم دارد.

به نظر من بیشترین ظرفیت بیمارستان پرسنل آن هستند که مدتی در تنگنا قرار داشتند و با سهیم کردن پرسنل بیمارستان در سهام آن و نیز با سهیم کردن پزشکان بیمارستان در سهام ،این اطمینان را به آن ها می دهیم که بیمارستان را خانه دوم خود بدانند و اطمینان خاطر برای ثبات کاری به آنها بدهیم. مشکلاتی نظیر تعرفه، استقرار نیرو انتظامی در بخشی از بیمارستان که می توان آن را تبدیل به اورژانس بیمارستان کرد تا قطب پذیرش بیمار شود و غیره. ضمن اینکه با توجه به عرصه زیاد این بیماستان می توان تمام بخش ها را در آن جای داد.البته مشکلات موجود را کتبا و به صورت خصوصی به مسئولین اطلاع داده ام.

همکاری مسئولان استان البرز با شما چگونه بوده است؟

خوشبختانه تمام مسئولان مخصوصا استاندار پر تلاش  و معاونین ایشان، مسئولین سازمان همیاری شهرداری ها و نمایندگان مجلس به خصوص آقای کولیوند همکاری بسیار خوبی داشتند. مسئولان نگاه خیرخواهانه ای دارند تا مشکل این بیمارستان را حل کنند. بنده هم تخصص دارم و هم تجربه و هم منابع مالی آماده است. این بیمارستان دولتی است و در موضوع  بیت المال باید همه چیز روی حساب و کتاب باشد.

با توجه با اینکه شما در آلمان ساکن بودید و نظم و انضباط خاصی را تجربه کرده اید آیا فکر می کنید بتوانید از پس مشکلاتت بیمارستان علی الخصوص مشکلات مالی کارکنان و پرداخت دستمزد آنها برآیید؟

قطعا این موضوع را نه یک قول بلکه هدف خود میدانم. من با یاری خداوند متعال میخواهم با سهیم کردن کارکنان در سهام بیمارستان آنها را از تنگنای مالی نجات دهم .همچنین تعرفه بیمارستان باید اصلاح و بخش پذیرش بیمارستان درست شود و قسمتی که در اختیار نیروی انتظامی است را تبدیل به اورژانس عمومی کنیم. این بیمارستان یک سرمایه عمومی است و باید آن را حفظ کرد. ضمن اینکه نگاه تجاری از روی بیمارستان برداشته شود و نباید سود کوتاه مدت را بنگریم.

مردم ما مردم قدرشناسی هستند و باید کاری کرد که این اعمال از ما به یادگار بماند.تاکید می کنم این بیمارستان یک مرکز بسیار خوشنام معتبر و پر ظرفیت شهر بوده و باید مجددا آن را احیا کرد و گام اول راه اندازی مجدد آن با استفاده از پرسنل با تجربه بیمارستان است.گاوم دوم توسعه بیمارستان است که راه های توسعه آن را طراحی کرده ام چرا که این مرکز پتانسیل توسعه به بیمارستان  ۵۰۰ تختخوابی را دارد. پارکینگ بیمارستان را میتوان تا ۱۵ طبقه ساخت و یک پلی کلینیک درمانی ۱۵ طبقه برای بخش های مختلف درمان ساخت که ظرفیت پذیرش بیمار در بخش سرپایی و بستری را داشته باشد.

از بحث مزایده کمی خارج شویم، چطور شد که زندگی در کشوری مثل آلمان که شاید رویای بسیاری از جوان های ما باشد را رها کرده و به کشور برگشتید؟

بنده در آلمان خیلی پرکار بودم و دوست داشتم کارم را به بهترین شکل ممکن انجام دهم. همیشه عاشق ایران بودم و خیلی علاقه مند بودم بعد از اتمام تحصیلات به کشورم برگردم.از نظر حقوق و مزایا در کشور آلمان در وضعیت بسیار خوبی بودم. البته همه این ها بعد از گرفتن تخصص و راه اندازی مطب بود، و همچنین نایب رئیس یک کلینیک در شهر هامبورگ نیز بودم.

من میخواستم به آلمانی ها ثابت کنم که ایرانی ها از آنها پرکار تر هستند به عنوان مثال در دوران رزیدنت شش ماه روی صندلی خوابیدم و شاید به طور میانگین در ماه ، سه شب روی تختخواب استراحت میکردم، اما همیشه پر انرژی و فعال بودم و ماهانه ۵۷۰ ساعت سرکار بودم. به همین دلیل کار در مطب و بیمارستان به نوعی برای من مرخصی محسوب میشود. من به گونه ای تلاش کردم که همکاران آلمانی همواره در مجالس خود می گفتند که اگر یک دوست خوب و درستکار میخواهی با یک ایرانی دوست شوید.

و صحبت آخر؟

از مسئولین امر تقاضا دارم همانگونه که تا حالا با ما همکاری داشته و یار و یاور ما بوده اند در ادامه کار ما را تنها نگذارند تا با یک وفاق و همدلی این سرمایه ملی را از بلاتکلیفی نجات داده و به شناسنامه استان البرز تبدیل کنیم